|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: سياسي
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران به مناسبت 16 آذر و روز دانشجو همايشي با عنوان «نيم قرن فرياد براي آزادي» برگزاركرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در اين همايش كه پيش از ظهر امروز در تالار فردوسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران برگزار شد، حميدرضا جلايي پور، فرشاد مومني و مصطفي تاج زاده به ايراد سخنراني پرداختند.
دكتر حميدرضا جلاييپور، جامعهشناس گفت: جامعهي ايران جامعهي جهان سومي نيست، جامعهي ايران جامعهي مدرن و بدقواره است.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اين مدرس دانشگاه تهران در مراسمي كه به مناسبت 16 آذر و روز دانشجو به همت انجمن اسلامي دانشجويان تهران و علوم پزشكي تهران با عنوان «نيم قرن فرياد براي آزادي» در تالار فردوسي دانشكده ادبيات برگزار شد، افزود: از آنجايي كه دانشجويان پيشروترين قشر در جامعه ما هستند ميتوانند تغييرات زيادي را در روابط اجتماعي و فعاليتهاي سياسي بوجود آورند.
وي، با طرح اين سوال كه به عقيدهي شما جامعهي ايران چه نوع جامعهاي است؟ تصريح كرد: نظريهپردازي در جامعهي ايران از منظرهاي گوناگون ديده ميشود، اما از نظر سنت وبراي معرفي جوامع، تيپ مخصوص خود را دارد؛ به اين معنا كه در يك قالب مفهومي تحليلي ويژگيهاي خاصي براي جامعه ترسيم شده است و قصد دارد از طريق آن جامعه معرفي گردد. تيپهايي كه جامعهشناسان ميشناسند با تيپهاي فلاسفه كاملا متفاوت است. يكي از راههاي درست بحث كردن براي آسيبشناسي، ساختن تيپهاي منحصر به فرد است.
اين فعال سياسي، با بيان اينكه " جامعهي ايران جامعهي بدقوارهاي است" خاطرنشان كرد: جامعهي ايران بخشي از روندهاي مدرن را طي كرده و توانسته شهري شود. در آغاز قرن20 چند شهر قديمي در ايران وجود داشت، اما الان بيش از هزار شهر در ايران شكل گرفته است. جامعهي ايران متخصصان علمي دارد، باسواد دارد، فضاي دانشگاهي و . . . دارد. جامعهي ايران ديگر خوشنشين روستايي نيست. با صنعتي شدن كشور ما اغلب نيازها تامين ميشود؛ چراكه به فرض براي شهرها و روستاهاي ما جاده، روزنامه، شبكهي سراسري، عرضه گشته است.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: در زندگي گذشتهي قرن بيستم كمتر ميتوانيم چنين موضوعهايي را ببينيم. اصطلاح جهان سومي به جامعهي ايران نميخورد و اينكه ميگويند ايران درحال گذار است، بيمعناست؛ چراكه تمام كشورها در هر دورهاي گذار ميكنند و اين بستگي به نوع سطح جامعهشان دارد.
اين جامعهشناس با بيان اينكه " يكي از موضوعهاي بدقواره در ايران از لحاظ هرم اين جامعه است" اظهار داشت: اين مشخص است كه در هرم جامعهي ايران بدقوارگي اندازه دولت وجود دارد. در ايران هر دو نفر يك نفرشان در حاكميت فعاليت ميكند و اين هرم بسيار خطرناك است؛ چراكه بزرگترين حجم را نهاد دولت تشكيل داده و اين شايد از نظر اندازه دولت درست نباشد. در كشورهايي مثل اندونزي، تركيه، آلمان هر نفر عضو يك تا 15 NGO است اما بيشتر ايرانيان فعاليت خاصي انجام نميدهند و عضو گروهي نيستند و محافل در ايران قوي شده است و نه NGOها.
جلاييپور با بيان اينكه " پس از صدسال در جامعهي ايران و بعد از انقلاب اسلامي ما روند هضم حاشيهنشيني داشتهايم" ابراز داشت: اما همچنان بين 5 تا 15 ميليون نفر در حاشيه زندگي ميكنند. بسياري از آسيبهاي اجتماعي به دليل نداشتن برنامهي منسجم است واز سوي ديگر قناصي كه در مناطق قومي ايران است باعث شده كه روند نوسازي ايران درست شكل نگيرد.
وي، با بيان اينكه " ايران داراي طبقات منسجم نيست" تصريح كرد: ما شاهديم كه 80 درصد مردم در كشورهاي ديگر در طبقه متوسط زندگي ميكنند، اما در ايران اين مقدار وجود ندارد. در جوامع اروپايي 65 تا 80 درصد مردم قدرت خريد دارند و ميتوانند براي آيندهي خود تصميم بگيرند.
اين فعال سياسي با بيان اين اعتقاد كه " در كشور ما قناصي جنسي نيز وجود دارد" در اينباره اظهار داشت: ما شاهديم كه شايد عرصهي فعاليت براي زنان مقداري بازتر شده، اما به واقع تفاوت بين زنان و مردان در عرصهي عمومي بسيار زياد است و متاسفانه به آنها تبعيض ميشود. به عقيدهي من ايران يك جامع مدرنشدهي چاق است، اما از نظر درون دچار آشفتگي است؛ مانند انسان چاقي كه خوش تيپ است ولي از درون مريضيهاي زيادي دارد.
وي با بيان اينكه " روابط مدني در جامعه مدرن روابط غالب نيست" اظهار داشت: فرسايش سرمايه اجتماعي يكي از ضعفهاي بزرگ جامعهي ايران است و دغدغهي زيادي براي روابط مدني وجود دارد. اين مهم است كه مردم چقدر بتوانند با يكديگر تعامل داشته باشند و گذشت كنند. به عقيدهي من سرمايهي اجتماعي در ايران فرسايش پيدا كرده است.
اين جامعهشناس با بيان اينكه ضعف تنگي عرصهي عمومي كشور بسيار خطرساز است ، تاكيد كرد: يكي از راههاي نجات از اين وضعيت گفتوگوي آزادانه متفكران است تا بتوانند عرصههاي مشكلساز را پيدا كنند. بايد فضا براي بحث و گفتوگو و نقد آزادانه وجود داشته باشد نه آنكه به عنوان مثال رسانهي ملي از يك بخش حمايت كند و به گونهاي خود يك طرف دعوا شود و ستيز گفتماني راه بياندازد.
وي افزود: عرصهي عمومي تنها به دليل محدود شدن مطبوعات نيست، بلكه محلهايي كه ستيز گفتماني ايجاد ميكنند باعث مشكلات بسياري ميشوند. در دورهي انتخابات ميتوان فهميد كه وضعيت جامعه به چه شكل است و تقابل ميان افراد چگونه شكل گرفته است. شاهد بوديم كه در انتخابات گذشته عدهاي ميگفتند بايد قبليها بروند؛ چراكه آنها حق مردم را ضايع كردهاند. اما در دولت فعلي ميبينيم افرادي كه در دولت قبلي فعاليت ميكردند به وضعيت فعلي شكايت دارند. چرا بايد در جامعه ما انگيزه وجود نداشته باشد؟ اين به دليل مشاركت نكردن آزادانه افراد است يعني برخي به آنها جازهي مشاركت نميدهند.
وي با بيان اينكه "عدم تناسب در اقتباس بر ايران وجود دارد" ابراز داشت: ما هيچ جامعهاي نداريم كه بتواند از گذشتهاش فاصله بگيرد. رويهها و تجربههاي گذشته ميتواند به وضعيت فعلي ما كمك كند و استبدادستيزي كنار گذاشته شود. درگذشته ما شاهد عدم تناسب بعضي از گروهها بودهايم اما بايد اجازه دهيم علوم تجربي در ايران رشد پيدا كند و دانشجويان علوم انساني بتوانند ابراز عقيده كنند. آدمهايي در اين جامعه وجود دارند كه ميگويند علوم انساني، ايدئولوژي است در صورتي كه همچين چيزي حقيقت ندارد.
اين استاد جامعه شناس افزود: در كنشهاي جمعي ما نيز مشكلات زيادي وجود دارد. كارهاي سياسي ناهمگوني در كشور شكل گرفته است و جنبشهاي ملي فراز خوبي داشته است؛ اما هيچكدام نتوانستند درست فرود بيايند.
وي با اشاره به احزاب آزاديخواه ايران تصريح كرد: ابتدا احزاب آزاديخواه شعار حاكميت قانون دادند و يا شعار رقابت مشاركت سياسي را سر دادند اما بعد از مدتي ديدند بعضيها حتي توانايي خوراك و داشتن يك خانه را ندارند. به همين دليل هيچ حزب آزاديخواه در ايران هيچ وقت نتوانست موازي كار خود را ادامه دهد. اگر بخواهيم رشد پيدا كنيم بايد خودشيفتگي را كنار بگذاريم و سطح آگاهي خود را بالا ببريم. جوانان ما بايد همت كنند تا مردم و دولتمردان از خودشيفتگي بيرون آيند.
دكتر فرشاد مؤمني گفت: مطمئنا جايگاه جنبش دانشجويي در عصر دانايي بسيار حائز اهميت است. جنبش اسلامي دانشجويي در دههي اول انقلاب اسلامي پرافتخارترين دوران تاريخي خود را سپري كرد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر فرشاد مؤمني كه در برنامهي «نيم قرن فرياد براي آزادي» در تالار فردوسي دانشكده ادبيات كه به همت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي برگزار شد، سخن ميگفت، ابراز داشت: ما در گذشته جنبش دانشجويي قوي داشتيم و در10 سال بعد از دوران انقلاب اسلامي جنبش دانشجويي توانست رشد بسيار چشمگيري پيدا كند.
وي تصريح كرد: عدهاي بر اين عقيدهاند كه نبايد به تاريخمان افتخار زيادي داشته باشيم، اما به واقع مهمترين مواضع و تداوم توسعه ملي شناخته شدهاند و در عرصههاي عملي به اعتبار مجموعه روندهايي به عنوان جهاني شدن اقتصاد و بازيابي هويت خود توانستهايم به جايگاه خوبي دست پيدا كنيم. جهاني شدن در آخرين تحليل به معني آزادي مبادله در همهي بازارهاي نظام اجتماعي است.
مومني، با بيان اينكه با كمال تأسف عدهاي ميخواهند جامعهي ايران را غيرمتعارف نشان دهند، اظهار داشت: از نظر من از هر مقياسي كه نگاه كنيم در10 سال بعد از انقلاب اسلامي دستاوردهاي خوبي داشتهايم و اين در طول سالهاي ايران بيسابقه بوده است. هنجارها در اين مدت درست شكل گرفت و داوريهاي بسزايي براي تحقق آرمانها صورت پذيرفت. مطمئنا جايگاه جنبش دانشجويي در عصر دانايي بسيار حائز اهميت است. جنبش اسلامي دانشجويي در دههي اول انقلاب اسلامي پرافتخارترين دوران تاريخي خود را سپري كرد. با بازگشت و مرور تاريخي به آن دوران جنبش فعلي ميتواند از دوران گذشته درس بزرگي بگيرد. در نظام جمهوري اسلامي جايگاه ويژهاي براي فعاليت تشكلهاي دانشجويي قائلند، اما نبايد در اين فضا چهرهي غبارآلوده و پرشائبه و مستبد شكل گيرد.
وي، با اشاره به جنگ تحميلي ايران اسلامي، گفت: شايد براي اولين بار در تاريخ چهارصد سالهي گذشتهي ايران بود كه بعد از جنگ مداوم توانستيم در عرض كوتاهترين زمان كشور را به جايگاه درستي برسانيم. رسيدن به اين دستارود متضمين سرمايهي فكري و اجرايي بسيار بود. مطمئنا در ذات هر مديريت چنين چيزي وجود نخواهد داشت.
مومني، تصريح كرد: عدهاي ميگويند دخالت دولت در اقتصاد ايران بسيار زياد است، اما ما شاهديم در تمام دنيا بعد از جنگ ميزان دخالت دولت در اقتصاد افزايش پيدا ميكند اما ما پس از انقلاب اسلامي به گواهي سند پيوست كشور در سال 1368 خواهان است كه ميزان دخالت كلي دولت منعكس شود و آن را كم كند. در سال 1367 زماني كه كارنامهي جهادسازندگي در ايران بررسي شد مشخص گرديد خدمات اين نهاد بسيار چشمگير بوده و توانسته تنها ظرف مدت 10 سال اوليه رفاه نسبي را براي جامعهي روستايي بوجود آورد و اين تفاوت در مقايسه با قبل انقلاب تقريبا 11 برابر شده بود.
مؤمني، با بيان اينكه در حوزهي سياست عدهاي با سوءبرداشتهايي روبرو ميشوند، ابراز عقيده كرد: كجتابيهايي كه ما در سطح جامعه ميبينيم به دليل وجود نداشتن فضايي براي بيان تمام افكار و عقايد است.
وي با اشاره به خدمات اجتماعي، تصريح كرد: از سراسر كشور تمام شوراها، جهادسازندگي و افراد مقيدي وجود داشتند كه در رأس آنها دانشجويان قرار ميگرفتند. نقش دانشجو براي كمك به خدمت اجتماعي بسيار حائز اهميت است. ما شاهديم جنبشهاي دانشجويي در هر دورهاي براي استقلال، آزادي و حفظ منافع ارضي تلاش كرده است. اگر جنبش دانشجويي بتواند دستاوردهاي حقيقي خود را نشان دهد و نگذارد ملت ناديده گرفته شوند، فضاي غبارآلود از بين خواهد رفت. مطمئنا يك دانشجو در دوران دانشجويي خود با روش علمي آشنا ميشود و ميتواند براي مشكلات چارهاي بيانديشد و دوران درخشان خود را بر جاي بگذارد.
دكتر مؤمني در پايان افزود: من معتقدم ما نياز نداريم خود را چپ اسلامي بدانيم، بلكه فعالان دانشجويي بايد خود را جنبش دانشجويي اسلام ناب بدانند. همانطور كه از كلام امام خميني برميآيد يك جنبش عدالتخواه و مبارز در عرصهي ملي نياز است. براي بازيابي هويت بايد اقدام به بازخواني متفكراني چون شهيد بهشتي، امام خميني، شهيد صدر مطهري پرداخت. ما بايد بالاترين سطح عدالت و آزادي را داشته باشيم و راه نجات ايران در تركيب خردمندانه عدالتخواهي و آزادي محقق ميگردد.
سيد مصطفي تاجزاده با بيان اينكه گروهي در جامعهي ما معتقدند كه با تعامل ميتوان منافع ملي را به دست آورد، اظهار داشت: مطمئنا چنين روندي درست است اما بايد آگاهانه تصميم گرفت و درست عمل كرد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مصطفي تاجزاده كه در برنامهي «نيم قرن فرياد براي آزادي» كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در تالار فردوسي دانشكده ادبيات برگزاري ميشد، سخن ميگفت، اظهار داشت: متاسفانه در كشور ما به مسايل سياسي اهميت داده نميشود، اما به واقع حل مشكلات و مسايلي چون اجتماعي، اقتصادي و ... از حل شدن مسايل سياسي محقق ميگردد. اگر مبنا را زندگي قرار بدهيم بايد نگاه كنيم كه ما در چه جامعهاي زندگي ميكنيم و آيا آثار گستردهي وجودي حقيقي را خواهيم ديد.دولت ميتواند به ميزان آنكه كشور دولتي داشته باشد، تك تك شهروندان را دچار تغيير و تحول كند. در كشورهاي اروپايي در دو الي سه دههي اخير از پايان عصر ايدئولوژيك سخن ميگويند اما در جامعهي ما به دليل تسلط زيادي دولت، چنين موضوعي شكل نگرفته است.
وي افزود: در دولت محدود ميتواند نهادهاي قدرتمند مدني شكل بگيرد، اما اگر دولت گسترده باشد در مسايل مردم دخالت ميكند و زندگي روزمرهي شهروندان را در دست دارد. بين احزاب كشورهاي اروپايي و ما تفاوت زيادي وجود دارد. زماني در كشورهاي اروپايي رقابت بين احزاب ماركسيست بود كه رقابت بين نهاد دولت و مذهب وجود داشت و از طرف ديگر، احزاب ليبرالي شكل گرفته بودند كه براي دولت پاسباني كامل بودند و هرگونه دخالت را سركوب ميكردند.
اين عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، ابراز عقيده كرد: امروز مدرنيته به جايي رسيده كه سياستورزي را امري منطقي ميداند؛ به اين معنا كه اگر شهروند اروپايي چه در انتخابات شركت كند و چه حضور نداشته باشد، ميداند كه پيروزي با كيست؛ چرا كه احزاب آنها با يكديگر متحد شده و تفاوتهاي جزئي در بين آنها وجود دارد. پيروزي حزب دموكرات در آمريكا يك زلزلهي سياسي تعبير شد. اهميت اين پيروزي به دليل حساسيت شرايط بوده است اما در شرايط عادي، مردم ميدانند كه راي حقيقيشان چه كسي است.
وي افزود: در ايران تك تك حوزهها بسته به اينكه چه گرايشي پيدا كنند، ميتوانند آثار خود را نشان دهند. به فرض در يك سال گذشته موافق و مخالف معتقدند تحولات زيادي در كشور رخ داده است اما موافقان ميگويند اين تحولات بسيار مثبت است و مخالفان ميگويند اين تحولات منفي است و خطرات زيادي را براي ما خواهد داشت. اين به دليل اين است كه دولت در ايران حساسيت زيادي دارد. در كشور ايران از هر دو نفر يك نفر در يكي از مراكز دولتي فعاليت ميكند. بيش از 60 درصد جامعهي ما با خصوصيسازي مخالف است؛ چرا كه ميداند كه همه چيز در دست دولت است اما او از دولت انتظار دارد و به عقيدهي او بايد بسياري از كارها را دولت انجام دهد. در چنين كشوري سياست بسيار استراتژيك شده است و نميتوان از آن گريز كرد.
تاجزاده، ابراز عقيده كرد: تاثير سياست به قوت خود باقي است و بيشترين تاثير آن در مسايل اجتماعي ديده ميشود. زماني نهادهاي غيردولتي ميتوانند رشد پيدا كنند كه دخالت دولت كمتر شود. هرگاه دخالت دولت كوچك شود سياستورزي نيز در آن كشور كم خواهد شد.
وي با اشاره به اينكه اختلاف احزاب در كشور ما بسيار زياد است، اظهار داشت: اينكه كدام حزب در كشور بتواند جايي پيدا كند، موضوعي بسيار حائز اهميت است. اينكه ميگويند جنبش دانشجويي چپ بايد وجود داشته باشد به معناي چپ روسي نيست؛ چراكه اين نوع نگاه بسيار خطرناك است. جنبش دانشجويي اسلامي چپ به معناي دفاع از ملت، ميهن، آزادي و توجه به عدالت است. هر وقت نظام توتاليتر شكل گرفته، فساد نظام اقتصادي 33 برابر شده است. پس بايد مواظب باشيم چنين روندي شكل نگيرد.
اين فعال سياسي، با بيان اينكه گروهي در جامعهي ما معتقدند كه با تعامل ميتوان منافع ملي را به دست آورد، اظهار داشت: مطمئنا چنين روندي درست است اما بايد آگاهانه تصميم گرفت و درست عمل كرد.
وي، گفت: اگر آزادي در جامعهي ما به طور كلي محقق شود جامعه داراي چند حزب اصلي خواهد شد؛ چراكه اختلاف سليقهها در جامعهي ما بسيار زياد است و هر حزبي كه به قدرت ميرسد درونش انشقاق پيدا ميكند. ما در جامعهي ايران نميتوانيم از سياست بگذريم؛ چون اين سياست است كه در تمام حوزهها تاثير ميگذارد. دانشجويان بايد دقت كنند كه همين سياست بود كه در سال گذشته براي آنها آزادي بيشتري فراهم كرده بود و وضعيت فعلي جنبش دانشجويي دريك سال قبل اينگونه نبود. درجامعهي ما هرگاه جامعه تكصدا شده، بلافاصله حكومت يكصدا گشته است.
تاجزاده، تصريح كرد: بايد عنصر آزادي سياسي در زندگي شهروندان درست شكل گيرد.انقلاب اسلامي نيز به دليل استقلال و آزادي بود. در زمان شاه جز آزادي سياسي، مردم از همه چيز بهرهمند بودند اما امتياز كشور در دست دولت بود. اين امر باعث شد كه مردم طاقت نياورند و انقلاب كنند. مطمئنا افراد بايد از گذشته درس بگيرند. ما از تاثير قدرت گريزي نداريم و ميدانيم مشكلات بسيار زيادي وجود دارد اما بايد كوشيد و حوزهي سياست و حكومت را درست هدايت كرد.
وي، با بيان اينكه در نظام دوقطبي امكان تحقق حقوق بشر بهتر خواهد بود، ابراز عقيده كرد: تكقطبي بودن نظام، مشكلاتي را به همراه ميآورد و تمام كشورها تلاش ميكنند به سمت جامعهي دوقطبي بروند. اگر زماني افراد به قانون اعتقاد نداشته باشند يا سكوت ميكنند يا به سمت براندازي حكومت ميروند. وقتي مجازات يكي شود، افراد دست به كارهاي خطرناك خواهند زد و برايشان عواقب، اهميت پيدا نميكند.
تاجزاده بيان كرد: در انقلاب اسلامي امكان فعاليت قانوني وجود داشته، اما در دورهي شاه اين امكان نبود و تنها راه توزيع شدن قدرت به وسيلهي انقلاب محقق گشت. تجربهي سياسي تاريخي در هر دوره نشان ميدهد بايد كوشيد قدرت در جامعه توزيع شود؛ چون با توزيع قدرت است كه نهادهاي ديگر ميتوانند فعاليت كنند. اينكه گفتهاند خواهان ژاپن اسلامي هستند، اگر حكومت يكدست نشود كره شمالي مسلمان شكل ميگيرد.
وي در پايان با بيان اين ادعا كه« دولت هر 9 روز يك بار يك گاف ميدهد و كشور را دچار مشكل ميكند» گفت: اينگونه عملكردها مفيد نخواهد بود؛ چرا كه براي مملكت خطرساز ميشود |