نگاهى به ويژگى هاى معلمان در عصر جديد
معلمان گوينده، شاگردان شنونده
234603.jpg
گزارش : حميده احمديان راد
ناظم چندنفر از «بدها»ى كلاس را به زيرزمين تاريك مدرسه برده بود. بچه ها در كلاس گريه مى كردند و قسم مى خوردند در آنجا حيوانات وحشى ديده اند. ناظم به بچه هاى كلاس هشدار مى داد كه اگر درس نخوانيد و شيطنت كنيد در زيرزمين كنار آن حيوانات زندانى مى شويد. معلم بعد از رفتن ناظم از بچه هاى تنبيه شده پرسيد كه آيا شماواقعاً در زيرزمين حيوانات وحشى ديديد؟ آنها گفتند بله. او گفت ولى چنين چيزهايى در زيرزمين وجود ندارد. آنجا فقط يك زيرزمين تاريك است. بعداً خودتان برويد و با دقت نگاه كنيد.
اين دست برخوردها از سوى معلمان چالشى براى نظام تعليم و تربيت سنتى است. نگرشى كه مى كوشد نگاه كودكان را به دنياى اطراف واقع گرا و مشاهده گر كند چالشى براى اين نظام است، اما تلاش دوچندانى از سوى معلمان لازم است تا شكل سنتى آموزش و پرورش ما به سياق دنياى مدرن درآيد. ما در خاطراتمان معلمان زيادى را به ياد داريم كه فقط گوينده بوده اند، درنتيجه ذهن ما مدام درخارج از درس و كلاس سير مى كرده است. در كلاس بسيارى از معلمان از ترس به خود لرزيده ايم چون موقع درس پرسيدن به ازاى هر «واوى» كه جا مى انداختيم يك نمره از ما كم مى شد. در محضر بسيارى از معلمان از اظهار نظر مى ترسيديم چون ممكن بود مسخره شويم يا به اصطلاح به ما گير بدهند. به طور كلى در بيشتر كلاسها ما شنونده صرف و معلم ، گوينده صرف بوده است. نمى خواهيم بسيارى از اين تجربيات براى كودكان ما هم تكرار شود، ولى واقعيت اين است كه نوع نگرش معلمان به حرفه شان مدتهاست كه تغيير نكرده است. در حالى كه اصولاً نحوه اداره كلاس هاى درس در كشورهاى پيشرفته به كلى با آنچه ما در ذهن داريم و كودكان ما تجربه مى كنند متفاوت است. درجهان امروز در حرفه معلمى تحولات عمده اى به وجود آمده است تا معلمان خود را با مقتضاى عصر جديد و تحولات علمى و فنى و فلسفى دنيا تطبيق دهند.
از زمانى كه كودك صورت ناقصى از انسان بالغ تصور مى شد و دائماً به هروسيله اى از جمله تنبيه و توبيخ، تربيت مى شد زمان زيادى سپرى شده است. در آن عصر كودكان و نوجوانان بايد در مقابل بزرگسالان تسليم محض مى بودند، ولى اينك به قدرت مشاهده، تعقل و تخيل آنها مانند بزرگسالان احترام گذاشته مى شود. كودك ديگر لازم نيست در كلاس شنونده صرف باشد. او بايد در كلاس مشاركت كند. نقش معلم نيز باوجود اين كه همچنان مهم و تعيين كننده است ، ولى در دادن يك سرى مطالب بسته و محدود خلاصه نمى شود.
دكتر «محمدرضا بهرنگى » عضو شوراى عالى آموزش و پرورش مى گويد: «در جهان امروز به كارگيرى واژه تدريس به عنوان وظيفه معلم پذيرفته شده نيست، بلكه امروزه بايد به شاگردان كمك شود تا به چارچوب ذهنى موردعلاقه برسند و به طور مستقل اين چارچوب را توسعه دهند. معلم وسيله و راهنماست نه همه چيز گوى مقتدر. در كلاس جديد نبايد بفهمى معلم كجاست. او راه را نشان مى دهد و كمك مى كند تا زمينه هاى فكرى را گسترش دهد. او مى گويد از اين راه برو تا به نتيجه برسى. معلم ارتباط مفهومى با ذهن بچه ها دارد و متوجه است كه آنها در چه مرحله اى از ساختن مفهوم ذهنى هستند. معلم بايد استعدادهاى درونى را بشناسد تا خودش به دنبال مفاهيم برود و شاگردانش نيز داراى چيدمان مفهومى ذهنى شوند و با آن بتوانند با جهان بيرون از ذهن برخوردكنند. معلم بايد به شاگردانش كمك كند تا ذهنى پويا داشته باشند. به نحوى كه با افزايش سن، ذهنى جوان بر شانه هاى پير داشته باشند. درحالى كه الآن روشها به كودكان مى آموزد كه چطور تست بزنند. حتى در آموزش رايانه كودك ياد مى گيردكه تست بزند و مى آموزد چطور نمره اش را بالاتر ببرد.
بچه هاى جديد قبل از مدرسه مى توانندمفاهيم راانتقال دهند و جمله بسازند. در حالى كه وقتى وارد مدرسه مى شوند دوباره كتاب شنيدن و گفتن را به آنها مى دهيم. به آنها مى گوييم آنچه را ما مى گوييم بگوييد، بشنويد ، بخوانيد و بنويسيد. در حالى كه الآن آموزش «الف ب » معنى ندارد. به جايش در جهان از شيوه تجربه و آزمايش استفاده مى شود. دانش آموزان بايدمسأله پيداكنند. دنبال حل آن بروند ، نتيجه گيرى كنند و بعد مفاهيم را بيان كنند. ما به فناورى اطلاعات و ارتباطات در تدريس نيازمنديم.»
براى اينكه يك معلم تأثير بگذارد بايد از ويژگى ها و مهارت هاى خاصى برخوردار باشد. دكتر «على اكبر شارى نژاد» استاد دانشگاه در تحقيقاتى درباره ويژگى هاى معلمان در كتابش باعنوان «مبانى روانشناختى تربيت» مى گويد: «معلم بايد يك سرى ويژگى هاى شخصيتى داشته باشد. اين ويژگى ها شامل اين موارد است: عشق به تغيير يافتن و تغيير دادن، جرأت متفاوت انديشيدن، بازانديشى و فراترانديشى، استعداد ، آمادگى حواس و مغز سالم، ايمان به كار ، به مردم، به علم و ...، اميد به تغيير، اعتماد به خود، مردم ، علم و...، اعتدال ، شناخت خويشتن ، مديريت زندگى و برخوردارى از فلسفه زندگى روشن. معلم بايد از ويژگى هاى حرفه اى خاصى نيز برخوردار باشد. معلمى به ويژه در دنياى امروز مهارتهاى پيچيده و مستلزم يادگيرى و تمرين است.» اين مهارتها عبارتند از : «مهارت برقرارى و مديريت ارتباط ها، مهارت يادگيرى مداوم، مهارت مديريت تغيير رفتار، مهارت مديريت يادگيرى و آموزش، مهارت مديريت زمان ومكان، مهارت مديريت بحران،مهارت مديريت استعدادها و توانايى ها، مهارت شناخت مخاطب، مهارت شناخت منابع معتبر يادگيرى ، مهارت مديريت تغيير موقعيت ها، مهارت تحليل و تبيين مسائل واقعى زندگى امروز، مهارت آينده شناسى و آينده نگرى ، مهارت مديريت اختلاف هاى فرهنگى ، مهارت مديريت وسايل و ابزارهاى يادگيرى، مهارت مديريت كلاس و انضباط يا كلاسدارى ،مهارت مديريت اولياى دانش آموزان، مهارت مديريت ارزشيابى ، مهارت مديريت انگيزش ها، مهارت مديريت روابط و ارتباطات ، مهارت جامع نگرى، مهارت مديريت خدمات اجتماعى و حساسيت و فعاليت و خلاقيت.»
«محبت الله همتى » كارشناس آموزشى نيز درباره ويژگى هاى معلم در دوره آموزش ابتدايى مى گويد: «اولين عنصر يا ويژگى، علاقه مندى به شغل معلمى است كه در غير اين صورت اين كار، كارى مشقت بار خواهدبود. علاقه مندى سبب موفقيت و درنتيجه پيشرفت خواهدبود. ويژگى بعدى ارتباط مؤثر با دانش آموزان است. در واقع يكى ازمهارت هاى اساسى يك فرد براى احراز شغل معلمى در دوره آموزش ابتدايى مهارت و برقرارى ارتباط با ديگران است. معلم بايد بتواند با دانش آموزانش در درجه اول و سپس با محيط خود ارتباط مؤثر برقراركند.
درك حقيقى به نام تفاوت هاى فردى دانش آموزان و به رسميت شناختن آن در كار معلمى بسيار مهم و راهگشاست و سبب توجه به نيازهاى گوناگون دانش آموزان مى شود و معلم مى تواند استعدادهاى گوناگون بچه ها را كشف و درك كند و آنها را به درستى در مسير رشد و تعالى قراردهد. معلم هاى خلاق هم موفق ترند. خلاقيت دركارمعلمى معجزه مى كند. اطلاعات به روز از رشته مورد تدريس و كسب آگاهى از تغييرات برنامه درسى معلم را تواناترمى كند، لذا كنجكاوى كه محرك اصلى چنين ويژگى است براى يك معلم موهبتى الهى است. كنجكاوى سبب مى شود تا معلم بتواند زمينه پرسشگرى را در فضاى ياددهى - يادگيرى دامن بزند.
تعليم و تربيت آدمى در بستر زمان معنا و مفهوم پيدامى كند و عينيت مى يابد. از ويژگى هاى يك معلم در دوره آموزش ابتدايى، صبر و بردبارى است. معلمان صبور و بردبار بهتر نتيجه مى گيرند. معلمان با نشاط فضايى سرشار از شادى و شور و شوق يادگيرى را در دانش آموزان ايجاد مى كنند.
اين نشاط چه در ظاهر معلم و چه در رفتار بايد نمود داشته باشد و نكته آخر اينكه شرافت و حيثيت معلم را نبايد به بازى گرفت. تأمين حداقل معيشت بدون دغدغه بسترساز فعاليت هاى يك معلم موفق است.
اما به گمان بسيارى از كارشناسان كمتر معلمى از چنين ويژگى ها و مهارت هايى برخوردار است. درحالى كه فناورى هاى جديد، شيوه آموزش درمدارس را متحول كرده است، معلمان آمادگى چندانى براى ورود به عصرجديد ندارند و به تبع آن نمى توانند نسلى را متناسب با اين مقتضيات تربيت كنند.
دكتر «بهرنگى» مى گويد: «درحال حاضر از آموزش و پرورش حساس به سرنوشت كشور فاصله داريم. ما نياز به معلمان حرفه اى با مدارك بالا و آموزش علمى دانشگاهى داريم تا نظم علمى دانشگاهى را با ساخت فكرى دانش آموزان تطبيق دهند. نه چون بيكارى بسيار است عده اى معلم شوند. البته در شوراى آموزش و پرورش شرط معلمى را حداقل ليسانس قرارداده است. ما تقريباً ديگر معلم ديپلمه نداريم و تسهيلاتى قائل شده ايم كه ديپلمه ها ليسانس بگيرند. خوشبختانه به اين دليل كه تعداد فارغ التحصيلان زياد شده، هجوم به سمت آموزش و پرورش صورت مى گيرد. منتها يك علت اين هجوم آن است كه بسيارى آموزش و پرورش را جايى مى دانند كه نظارتى برآن نيست. درعين اينكه تحصيلات دانشگاهى هم درآن مطرح است. براى رفع اين مشكل لازم است حقوق و مزايا بر مبناى صلاحيت و استعدادهاى حرفه اى به معلمان تعلق گيرد و موجبات ارتقا دراين شغل فراهم شود. همين طور معلمان بايد به طور مداوم آموزش ببينند و متحول شوند. با كاهش جمعيت دانش آموزى و ساخت كلاس هاى درس جديد مشكل اصلى ما در مدارس ارتقاى سطح حرفه اى و پژوهشى معلمان است.
الآن كتاب هاى درسى كم محتواست. بچه هاى امروزى با وجود اينترنت و... خيلى بيشتر ازاينها مى دانند، اما چون روش ها خوب نيست فكر مى كنيم حجم كتاب ها زياد است.
جمعى از كارشناسان عقيده دارند براى تربيت معلمان مؤثر بايد روى دانشگاههاى تربيت معلم حساب ويژه اى بازكرد.
اين درحالى است كه مراكز تربيت معلم درمعرض انتقاداتى قراردارند. شايد عمده مشكل اين مراكز به اين موضوع برمى گردد كه معلم از نظرمادى و معنوى جايگاه برجسته اى درجامعه ما ندارد نتيجه آن كه شركت كنندگان در كنكور آن را در مرتبه هاى پايين تر فهرست انتخاب رشته قرارمى دهند.
درنتيجه پايين ترين رتبه هاى قبولى وارد اين دانشگاهها مى شوند. به تبع آن استادان برجسته تدريس در دانشگاههاى ديگر را به اين دانشگاه ترجيح مى دهند. نتيجه اين كه دانشجويان فارغ التحصيل اين دانشگاهها نيز انتظارات را برآورده نمى كنند.
دكتر «شادى نژاد» مى گويد: واقعيت اين است كه معلمان قشر فراموش شده اى هستند. بايد آنها را تربيت كرد تا آب راكد نشوند. امسال تربيت معلم تكانى خورده، ولى تاكنون كسانى كه از همه دانشگاهها رانده شده بودند وارد دانشسراها مى شدند. آنها حتى خجالت مى كشيدند در كلاس سؤال كنند.
زمانى معلم ها در رتبه بندى مشاغل مرتبه دو را داشتند. اونيفورم مى پوشيدند و نشان مى زدند، ولى به تدريج معلمى شغل چندم شد. با گفتن اينكه معلمى شغل انبياست و... نمى شود معلمان را راضى كرد. واقعيت اين است كه بزرگ ترين اصل در مديريت دنيا پاداش است. بايد به آنها امتيازداد. اين درحالى است كه معلمان مثل ساير كارمندان هم ساعت نمى زنند. براساس تحقيقى كه انجام داده ام افزايش حقوق هم تا زمانى كه تورم مهارنشود راهگشا نيست.
از اين رو تا زمانى كه معلمان متحول نشوند نمى توان اميدى به تغيير شيوه آموزش و پرورش داشت. با گسترش فناورى، شكل مدارس و كلاس ها و حتى ساخت ميز و نيمكت ها و چيدمان آنها عوض شده است. طبيعى است كه در اين سلسله تغييرات، تحول در نقش و كاركرد معلم بسيار بيشتر و تعيين كننده تر بوده است.
برگرفته از : روز نامه ايران
شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۴ -
Sat, Nov 5, 2005


 

نوشته شده توسط بابک در دوشنبه چهارم دی 1385 ساعت 15:2 موضوع نگاهى به ويژگى هاى معلمان در عصر جديد | لینک ثابت