ارزيابي روش تربيت معلم در ايران و آلمان
* در نظام تربيت معلم جمهوري فدرال آلمان به هيچيك از دانشجويان يا داوطلبان ورود به حرفه معلمي تضمين داده نمي شود، بلكه ضمانت نيل
به اين مقصود در تلاش و پشتكار داوطلب نهفته است كه علاوه بر تدفيق در طي مراحل دوگانه برنامه تربيت معلم پيش از خدمت، آزمونهاي تأييد صلاحيت علمي را نيز با موفقيت پشت سر بگذارد.
اغلب اينگونه تصور مي شود كه تربيت معلم، تابعي از سياستها و راهبردهاي موردتوجه دستگاه آموزش و پرورش بويژه نظام برنامه ريزي درسي كشور است. بدين معنا كه تربيت معلمان براساس قابليت و صلاحيت مورد انتظار اين سياستها و برنامه هاي درسي است.
اين سخن هرچند منطقي جلوه مي كند، اما مي تواند با اعطاي يك موقعيت دست دوم و تابعي به تربيت معلم، ناقص و حتي خلاف واقع نيز ارزيابي شود. حقيقت اين است كه رابطه ميان معلم و سياستها، راهبردها و مهمتر از همه، برنامه هاي درسي در نظامهاي آموزش و پرورش، يك رابطه دوسويه و تعاملي است. به همان ميزان كه تربيت معلم تأثيرپذير است، تأثيرگذار نيز هست، يعني كيفيت تربيت معلم و صلاحيتها و تواناييهايي كه در اين نظام به كارگزاران اصلي تعليم و تربيت اعطا مي شود، مشخص خواهد كرد كه چه نوع سياستها و برنامه هايي را مي توان در پيش گرفت؛ يا تا چه ميزان مي توان به ايجاد تحول در راهبردها و رويكردهاي سنتي اميدوار بود.
با چنين برداشتي از جايگاه و اهميت تربيت معلم در نظامهاي آموزش و پرورش است كه نگارنده به مقايسه نظامهاي تربيت معلم در دو كشور جمهوري اسلامي ايران و جمهوري فدرال آلمان مبادرت كرده است. در مقاله حاضر، نظامهاي تربيت معلم دو كشور، از چهار بعد اساسي و در چهاربخش مستقل مورد بررسي قرار گرفته اند.
مقايسه ساختار نظام تربيت معلم پيش از خدمت
نظام آموزش و پرورش در جمهوري فدرال آلمان، برخلاف جمهوري اسلامي ايران، غيرمتمركز است وتصميم گيري درباره شوؤن مختلف اين نظام، از جمله تربيت معلم، در سطح دولت ايالتها صورت مي گيرد. البته بنا به ملاحظات عملي، هماهنگي ميان ايالتهاي مختلف در سياستگذاريها و چهارچوبهاي كلي ضروري است. اين مهم به وسيله «كنفرانس دايمي وزيران آموزش و پرورش و فرهنگ» ايالتها و از طريق مكلف كردن هر ايالت به رعايت مصوبات آن صورت مي پذيرد. از اين رو، شباهتهاي زيادي در ابعاد مختلف آموزش و پرورش ميان ايالتها وجود دارد كه آبشخور آنها همان مصوبات كنفرانس دايمي وزيران است.
تربيت معلم پيش از خدمت، در ايالتهاي مختلف جمهوري فدرال آلمان نيز از جهات بسياري همچون ساختار نظام تربيت معلم، با يكديگر شبيه بوده است و تفاوت محسوسي ميان آنها به چشم نمي خورد. تربيت معلم در آلمان در دو مرحله انجام مي پذيرد؛ مرحله اول، كه بيشترناظر بر ارايه آموزشهاي تئوريك به داوطلبان ورود به حرفه معلمي است، به وسيله دانشگاهها انجام مي شود و مرحله دوم را كه عمدتاً معطوف به آموزشهاي عملي است، مراكز خاصي وابسته به وزارت آموزش و پرورش و فرهنگ ايالتها انجام مي دهند. از اين رو، مي توان نتيجه گرفت كه در جمهوري فدرال آلمان؛ ميان دانشگاهها و آموزش و پرورش، براي تربيت معلم تشريك مساعي وجود داشته و مسؤؤليت هر يك از مراحل تربيت و تعليم، نظري و عملي، به تناسب صلاحيتها و امكانات، ميان دانشگاهها و آموزش و پرورش تقسيم شده است. اين نوع تقسيم كار ياتشريك مساعي، براي تربيت معلم تمامي دوره هاي تحصيلي، عموميت دارد.
در جمهوري اسلامي ايران نيز علاوه بر آموزش و پرورش كه وظيفه اصلي در اين زمينه را به عهده دارد، دانشگاهها نيز در تربيت معلم پيش از خدمت، نقش دارند. ليكن تشريك مساعي اين دو دستگاه، براساس صلاحيتها و امكانات يا با توجه به ابعاد نظري و عملي آموزشهاي پيش از خدمت معلمان صورت نگرفته و دوره هاي تحصيلي، مبناي تقسيم مسؤوليت ميان اين دو نهاد را تشكيل داده است. تربيت آموزگاران ابتدايي و دبيران دوره راهنمايي در قالب دانشسراهاي مقدماتي و مراكز تربيت معلم به وسيله وزارت آموزش و پرورش و تربيت دبيران دوره متوسطه تحصيلي، به وسيله دانشگاهها انجام مي گيرد. البته دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي،به شكل بسيارمحدودي در قالب برنامه كارشناسي آموزش ابتدايي، مبادرت به تربيت آموزگاران ابتدايي نيز مي كنند.
باتوجه به وجه تمايز ساختاري فوق درنظام تربيت معلم در كشور، مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه تقسيم مسؤوليت ميان نهاد دانشگاه و آموزش و پرورش در تربيت معلم، براساس صلاحيتها و شايستگيهاي هر يك از اين دو نهاد، بطور منطقي بايد منجر به افزايش كارآيي نظام تربيت معلم و درنتيجه ارايه محصولات، يعني معلمان، با كيفيت بهتر به آموزش و پرورش بشود؛ يعني چنين سيستمي بطور اصولي، معلماني را تربيت مي كند كه از نظر بنيه علمي و تخصصي و همچنين از حيث برخورداري از مهارتهاي عملي، نسبت به معلمان تربيت يافته در سيستمي مشابه سيستم كنوني كشور، از موقعيت برتري برخوردار باشند. بنابراين، يكي از تفاوتهاي اساسي ميان دو نظام تربيت معلم را بايد در ساختار آنها جست وجو كرد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:46  توسط بابک
|